تبليغاتX
عرفان اسلامي - نسخه اى از عارفان

عرفان اسلامي

عاشقى سالك و عارفى الهى مى گويد : زمانى گذرم به يكى از شهرها افتاد طبيبى را ديدم كه آثار دانش و آيات بينش از چهره اش ظاهر و در محلّى به معالجت مشغول بود .

گروه زيادى از مرد و زن بر گرد او نشسته و منتظر گرفتن نسخه براى علاج درد خويش بودند .

من نيز در گوشه اى نشستم . چون از معالجه ى بيماران خلاصى يافت روى به من كرده و گفت :

اگر تو نيز مطلبى دارى بگوى .

گفتم : سالهاست به مرضى مبتلا هستم ، اگر مى توانى مداوايم نماى .

گفت : بيماريت چيست ؟

گفتم : مرض گناه ، اگر براى آن دوايى دارى بيان كن .

طبيب لحظه اى سر به زير افكند ، آنگاه قلم برداشت و گفت : از براى تو نسخه اى بنويسم آن را نيكو فهم نماى و بدان عمل كن .

آنگاه اين كلمات را نوشت :

ريشه هاى فقر را برگير ، با برگهاى صبر ، هليله ى فروتنى ، بليله ى افتادگى ، و روغن گل بنفشه ى ترس ، با گل خطمى دوست ، تمر هندى قرار ، با گل سرخ راستى ، چون اين دواها را به ميزان خود گرفتى ، محل آن را در ديگ دانش قرار ده ، آب بردبارى و حقيقت به روى آن بريز ، آتش آرزومندى زير آن ديگ برافروز ، سوزندگى بر آن بيفزاى و آن را با ستام خشنودى حركت ده ، و سمقونياى زارى و بازگشت بر آن اضافه كن ، و به روى آن مقّل طاعت بريز ، سپس در عمل بكوش ، و آن شربت را در دكان خلوت بنوش ، پس از نوشيدن تلخى دهان را با آب وفا مضمضه كن ، و نيكو كن مزه ى دهان خود را به مسواك ترس و گرسنگى ، سپس به جهت آنكه قى عارض نگردد ، سيب قناعت را ببوى ، و لبهاى خود را به دستمال بازگشت از غير خدا پاك نماى ، پس اين شربت كه از تركيب آن دواها ساخته شد ، گناهان را مى زدايد و تو را به خداى بزرگ و داناى رازها نزديك مى كند .

چون اين كلمات را از آن طبيب دانشمند شنيدم ، حالم دگرگون شد قلم برداشتم اين كلمات را براى وى نگاشتم :

خداوند را بندگانى است كه درخت گناه را در ديده مى نشانند و با آب توبه و بازگشت سيراب مى نمايند ، بار آنها اندوه و پشيمانى است ، ميوه ى آن را بى جنون مى چينند ، و بلادت و بلاهت را بر خود بسته ، بى آنكه درماندگى در كردار يا گنگى در گفتارشان باشد ، اين گروه از دانشمندانند و معرفت دار به خدا و رسول كه از جام پاك وحدت مى نوشند ، و بر درازى بلا توانائى پيدا مى كنند . دلهاى آنها در عالم ملكوت سرگشته و ترسان مى شود و بين پرده هاى جبروت خيالاتشان حركت مى كند .

پناه مى برند به سايه ى برگهاى پشيمانى ، و مطالعه مى كنند كتاب گناهان خود ر ، و روح آنان دمساز شكيبائى و ترس مى گردد ، تا آن هنگام كه به اعلا درجه زهد برسند ، و هم آغوش با عروس ورع شوند .

شكنجه و تلخى ترك دنيا را به خود مى خرند و آنگاه به ريسمان رهائى نجات يابند و به گوشه ى آسايش و تندرستى مى رسند ، روحشان به پرواز درآيد ، تا وقتى كه در باغهاى گشايش و آسودگى اقامت كنند ، در درياى حيات الهى فرو روند ، و خندقهاى شكيبائى محكم سازند ، و از پلهاى نهرهاى بزرگ هواهاى نفسانى عبور كنند آنگاه كه در كنار بادبانهاى آن كشتيهاى مراد منزل كنند و در درياى بهبودى حركت كنند تا وقتى كه به ساحل آسايش و معدن و محلّ بزرگى و جلالت برسند .

يافعى مى گويد : من نيز نثراً و نظماً در اين معانى چيزى نگاشته ام كه قسمتى از آن بدين شرح است :

چون از جانب حق به بندگان ، امور معنوى و ترقّيات روحى و عنايات و الطاف خاصه برسد ، آنچه غير اوست را از خود دور كنند ، و بسوى جايگاه پيوستگى سفر كرده ، و با كرامت و زهد و تقوا يارى جويند ، تقوايى كه گويا اجزايش به آب پاكى و يگانگى و پسنديدگى خمير شده . اسبهايشان در باغ رياضت در حركتند ، و پنهان مى نمايد .

توسن سركش نفس را آن چنان لجام مى زنند كه به غير صاحب خود نتواند به جايى بنگرد ، و آنها را به تازيانه ى ترس بازدارند ، و به اسباب آرزومندى حركت دهند ، و آنها را به منتهاى آرزومندى كه رسيدن به حق است ، در پهنه ى سختى و رنج برانند ، تا آنگاه كه به محل پاكيزه ى بى مانندى برسند ، و دست يابند .

اين راهى را كه مى پيمايند محل ازدحام لشكر آرزوهاى نفسانى است ، ولى اينان آن لشكر را از هجوم به خود بازدارند ، و نفوس آرزوها را با شمشيرهاى خلاف نفس از ميان بردارند ، و سواران طبع سركش را به نيزه هاى ترك عادات گذشته ، بزنند و با آب ديده ى ناپاكى گناهان خود و بدى ها و ساير برنامه هاى زشت را بشويند ، تا عبادت آنها بى عيب شود .

و نياز آنان فقط نياز به پاكيزگى جان و نماز شود . از دردهاى دوستى غلط ، دل آنان علاج شود ، درختهاى بدى طبع را به آتش اندوه دل بسوزانند ، و با گلاب وردها و ذكرهاى خود را خوشبو نمايند ، تا جايى كه با نام خدا مردگان را زنده كنند .

+ نوشته شده در توسط عاشق سرگردون |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


< آهنگ هاي عرفاني

ارغنون-سراج
تمناي وصال-مختاباد
تمام آهنگها


نوشته های پیشین

خرداد 1387

اردیبهشت 1387


آرشیو موضوعی

باب اول:در بيان حالات عارفان
اوصاف عارفان از زبان امام عارفان
حديثى مهمّ و گفتارى حيرت آور
نسخه اى از عارفان
دورى و نزديكى عارفان
مراحل عبادت عارفان


پايگاه هاي عرفاني

دارالعرفان
استاد طييب(لغزش هاي علمي و نظري)


عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar